تاریخ : سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ ساعت 21:40توسط : بسيجي

کاش می شود
لحظه ای با چشم تو
خلوت کنم
ای خدا....
من باشم و تنهی تنهای چشم
تو....
موضوع :
بصيرت , افسران جوان ,
تاریخ : سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 18:10توسط : بسيجي روایت شهید موحد دانش در مورد بازی درازنیروهای اسلام در ساعت 23 روز دوم اردیبهشت 1360 حرکت خود را از چهار محور به سمت دشمن شروع کردند و در ساعت 3 بامداد به نقطه رهایی میرسند که در آستانه شروع عملیات به دلیل هوشیاری دشمن و امکان لو رفتن محور دوم، فرماندهی عملیات، نیروهای این محور را برای تقویت نیروهای منطقه داربلوط تا قراویز به این منطقه اعزام میکند. طبق مانور، محور اول با تمام توان هجوم خود را به سمت دشمن آغاز و در ساعات اولیه نبرد موفق شد بخشی از اهداف خود را تامین و با وجود مقاوت سرسختانه دشمن، خود را به قله 1100 صخرهای برساند، ولی موفق به آزادسازی کامل 1100 صخرهای نشد. در محور چهارم نیروهای عمل کننده پس از عبور از معابر صعبالعبور موفق به تصرف قلل 900 و 1000 شدند و با روشنایی صبح قله 1050 را نیز فتح میکنند و در اولین ساعات عملیات تعداد قریب به 380 نفر از قوای دشمن به اسارت در آمده و تخلیه میشوند.در شب دوم عملیات نیروهای عمل کننده در محور چهارم با یورش سنگین به سمت قله 1100 کچی ضمن از هم پاشیدن سازمان قوای دشمن، موفق شدند با تصرف قله مذبور، تعداد قابل ملاحظهای از نیروهای دشمن را به اسارت درآوردند.شهید علی موحد دانش که فرمانده یکی از محورهای عملیاتی روی با سرباز سيد علي...ما را در سایت سرباز سيد علي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 11:55
تاریخ : چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 10:38توسط : بسيجي شجاعت زندگی بدون ترس نیست؛شجاعت اینکه در حد مرگ بترسیولی بازم کار درست رو انجام بدی... موضوع :
شهدا , افسران جوان ,
سرباز سيد علي...ما را در سایت سرباز سيد علي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 11:55
تاریخ : چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 11:1توسط : بسيجي وقتی می شد میرفتم پیش مامانم و ازش میخواستم برام از بابام بگه، این دفعه برام یه خاطره جالب گفت:من و بابات تازه عقد کرده بودیم، یک روز اومد پیشم و داشتیم حرف میزدیم یهو دیدم بغض کرده سرشو انداخت پایین پرسیدم: احمد جان چی شده؟ گفت یاد بچه های جبهه افتادم خیلی از اونا دلشون میخواست این لحظات و تجربه کنن اما خیلیاشون رفتن... و شروع به گریه کرد.... بابای عزیز من هم یه مدت بعد راهی همون سفر شد.... خدایا تو شاهدی اونا رفتن با کلی آرزو ما موندیم و راه شهدا کمک کن تا قدم تو راهشون بزاریم و کج نریم... الهی آمینبه یاد شهدای سرافراز بازی دراز موضوع :
شهدا , افسران جوان ,
سرباز سيد علي...ما را در سایت سرباز سيد علي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 11:55
تاریخ : سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ ساعت 21:40
کاش می شود
لحظه ای با چشم تو
خلوت کنم
ای خدا....
من باشم و تنهی تنهای چشم
تو....
موضوع :
بصيرت , افسران جوان ,
ما را در سایت سرباز سيد علي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 11:55
تاریخ : سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ ساعت 21:48امام محمد باقر علیه السلام
ج-ه-اد-زن-مو-ا-ظب-ت-و-
مر-ا-قب-ت
نگ=ه-د-ار-ی
ش-وه-ر است

موضوع :
بصيرت ,
ما را در سایت سرباز سيد علي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 11:55